خلاصه؛ خلاصه:
- اهداف معاملاتی مؤثر به جای اهداف سود، بر نظم، مدیریت ریسک و رفتار تمرکز دارند.
- استفاده از معیارهای SMART به معاملهگران کمک میکند تا اهداف مشخص، قابل اندازهگیری، قابل دستیابی، مرتبط و دارای محدودیت زمانی تعیین کنند.
- نوشتن منظم یادداشتهای روزانه و بررسیهای دورهای، عادتهای پایدار را تقویت کرده و عملکرد معاملاتی بلندمدت را بهبود میبخشد.
بیشتر معاملهگران جدید اولین حساب خود را با یک هدف واحد در ذهن باز میکنند: کسب درآمد سریع. این طرز فکر دقیقاً به همین دلیل است که بسیاری از افراد حسابهای خود را در عرض چند ماه اول از دست میدهند. بدون یک چارچوب ساختاریافته برای تعیین و پیگیری اهداف، معاملهگری چیزی بیش از حدس و گمانهای پرهزینه نیست. این راهنما شما را با یک رویکرد اثباتشده برای ایجاد اهداف معاملاتی آشنا میکند که نظم شما را تقویت میکند، از سرمایه شما محافظت میکند و نوعی ثبات ایجاد میکند که در واقع به نتایج بلندمدت منجر میشود.
فهرست مطالب
- چرا تعیین هدف در معاملهگری اهمیت دارد؟
- عناصر ضروری اهداف معاملاتی عملی
- چگونه اهداف معاملاتی خود را گام به گام تعیین کنید
- نظارت بر پیشرفت و تنظیم اهداف خود
- اشتباهات رایج و عیبیابی برای اهداف معاملاتی
- دیدگاه ما: چرا اکثر معاملهگران اهداف را اشتباه تعیین میکنند
- با منابع مناسب، معاملات خود را ارتقا دهید
- سوالات متداول
نکات کلیدی
| نقطه | جزئیات |
|---|---|
| فرآیند بر اساس سود | اهداف فرآیندی مانند ریسک و انضباط، نتایج بلندمدت بهتری نسبت به اهداف سود خالص ارائه میدهند. |
| اهداف را هوشمندانه تعیین کنید | از چارچوب SMART برای اهدافی استفاده کنید که مشخص، قابل اندازهگیری، قابل دستیابی، مرتبط و دارای محدودیت زمانی باشند. |
| پیگیری و تنظیم | اهداف خود را حداقل هر سه ماه یکبار با استفاده از دفترچه یادداشت و چک لیست، مرور و بهروزرسانی کنید. |
| از اشتباهات رایج اجتناب کنید | بیش از حد درگیر سود نشوید یا ریسک را نادیده نگیرید؛ با عادتهای قوی و یک برنامهی مشخص شروع کنید. |
چرا تعیین هدف در معاملهگری اهمیت دارد؟
حقیقت تلخی وجود دارد. اکثر معاملهگران خرد هرگز فراتر از یک ایده مبهم از سود، تعریفی از موفقیت ارائه نمیدهند. آنها حرکات قیمت را دنبال میکنند، به تیترهای خبری واکنش نشان میدهند و هر جلسه را صرفاً با این معیار میسنجند که آیا پول به دست آوردهاند یا از دست دادهاند. این رویکرد، عملکرد را از رفتار جدا میکند، جایی که مهارت واقعی در آن وجود دارد.
مشکل اصلی، وسواس در مورد اهداف نتیجهای است، یعنی اهدافی که به سود یا رشد حساب گره خوردهاند. اهداف نتیجهای انگیزهبخش به نظر میرسند، اما تقریباً کاملاً خارج از کنترل شما هستند. شما نمیتوانید کنترل کنید که آیا بازار به نفع شما حرکت میکند یا خیر. میتوانید کنترل کنید که آیا از قوانین ورود خود پیروی میکنید، به سطوح حد ضرر خود پایبند هستید یا خیر و هر معامله را به درستی مستند میکنید یا خیر.
اهداف فرآیند تمرکز بر نظم و انضباط و قوانین ریسک، به طور مداوم از اهداف سود برای مبتدیان پیشی میگیرد، زیرا نتایج غیرقابل کنترل هستند. متخصصان بر روانشناسی و ثبات به جای دنبال کردن اعداد سود و زیان تأکید دارند. این تغییر در دیدگاه، جزئی نیست. این امر اساساً نحوه اندازهگیری پیشرفت و احساس شما نسبت به معاملات روزانه را تغییر میدهد.
درک روانشناسی معاملات از این جداییناپذیر است. احساساتی مانند ترس، طمع و اعتماد به نفس بیش از حد، دلایل اصلی ضرر کردن معاملهگران فنی هستند. اهداف ساختاریافته مانند محافظی در برابر این انگیزهها عمل میکنند.
در اینجا مزایای کلیدی داشتن اهداف معاملاتی ساختاریافته آورده شده است:
- وضوح: شما دقیقاً میدانید که در هر جلسه برای چه چیزی تلاش میکنید و ابهام را از بین میبرید
- پاسخگویی: توجیه منطقی یک هدف مکتوب دشوارتر از یک هدف ذهنی است
- ثبات: اهداف فرآیندی، رفتارهای یکسان را مکرراً تقویت میکنند و عادات را میسازند.
- کاهش استرس: وقتی هدف شما پیروی از قوانینتان باشد نه کسب مبلغ مشخصی، یک معاملهی ضررده، احساس شکست به شما نمیدهد.
- پیشرفت قابل اندازهگیری: شما در واقع میتوانید پیگیری کنید که آیا در حال بهبود هستید یا خیر، نه فقط اینکه آیا بازار همکاری کرده است یا خیر.
“موفقیت در معاملهگری بسیار بیشتر به نظم و انضباط و ثبات روانی بستگی دارد تا پیشبینی نتایج بازار. معاملهگرانی که قبل از دنبال کردن سود و زیان خود، بر فرآیند خود تسلط دارند، تقریباً همیشه از کسانی که این کار را نمیکنند، دوام بیشتری دارند.” - بینش رایج در میان مربیان حرفهای معاملهگری
عناصر ضروری اهداف معاملاتی عملی
حالا که ارزش تعیین هدف مناسب مشخص شد، بیایید به نحوهی تدوین آنها برای دستیابی به نتایج پایدار بپردازیم.
قابل اعتمادترین ساختار برای ایجاد اهداف معاملاتی مؤثر، چارچوب SMART است. SMART مخفف کلمات Specific (مشخص)، Measurable (قابل اندازهگیری)، Achievable (دستیافتنی)، Relevant (مرتبط) و Time-bound (محدود به زمان) است. این چارچوب که در ابتدا برای مدیریت پروژههای شرکتی توسعه داده شده بود، تقریباً به طور کامل در معاملات نیز قابل استفاده است، زیرا شما را مجبور میکند از افکار واهی و پوچ به سمت تعهدات ملموس حرکت کنید.
در اینجا معنای هر عنصر در یک زمینه معاملاتی آمده است:
- خاص: به طور واضح بیان کنید که چه رفتار یا معیاری را هدف قرار میدهید، نه فقط “تجارت بهتر”
- قابل اندازهگیری: یک عدد یا خروجی قابل پیگیری ضمیمه کنید تا بتوانید تکمیل کار را تأیید کنید
- قابل دستیابی: اهدافی تعیین کنید که با توجه به مهارت و سرمایه فعلیتان، شما را به چالش بکشند، بدون اینکه غیرممکن باشند.
- مرتبط: هر هدف را به سبک معاملاتی واقعی خود و بازارهایی که در آنها معامله میکنید، مرتبط کنید.
- مقید به زمان: یک مهلت یا بازه زمانی برای بررسی تعیین کنید، چه روزانه، هفتگی یا ماهانه
تضاد بین یک هدف فرآیندی SMART و یک هدف سود مبهم کاملاً آشکار است:
| معیارها | هدف فرآیند هوشمند | هدف سود مبهم |
|---|---|---|
| خاص | “در هر معامله بیش از 1% ریسک نکنید” | “پول بیشتری دربیاورید” |
| قابل اندازهگیری | درصد ریسک هر معامله را پیگیری کنید | بدون معیار مشخص |
| قابل دستیابی | تحت کنترل هر معاملهگری | وابسته به بازار |
| مرتبط | مستقیماً با بقا و رشد مرتبط است | فقط متمرکز بر نتیجه |
| مقید به زمان | “برای 30 جلسه معاملاتی بعدی” | پایان باز |

وقتی هدفی را از این فیلتر عبور میدهید، نقاط ضعف فوراً نمایان میشوند. نکته همین است. بخشی از ایجاد یک طرح معاملاتی شناسایی شکافها قبل از اینکه برای شما هزینه داشته باشند.
نمونههای بارز اهداف معاملاتی SMART برای مبتدیان عبارتند از:
- “من در سه ماه آینده، بیش از ۱۱TP3T از حسابم را در هر معامله ریسک نخواهم کرد.”
- “من قیمت ورود، قیمت خروج، نوع موقعیت معاملاتی و وضعیت احساسی هر معاملهای که این هفته انجام میدهم را ثبت خواهم کرد.”
- “من هر روز در یک زمان مشخص پوزیشنهای باز خود را بررسی خواهم کرد و به مدت 30 روز به معاملات ضررده خود اضافه نخواهم کرد.”
- “من به مدت ۸ هفته متوالی، هر یکشنبه یک بررسی هفتگی از نمودارها انجام خواهم داد.”
- “من قبل از اینکه سرمایه واقعیام را صرف استراتژیام کنم، به مدت ۴ هفته روی کاغذ معامله خواهم کرد.”
توجه داشته باشید که هیچ یک از این موارد به بازده دلاری خاصی اشاره نمیکنند. این عمدی است. معاملهگران جدیدی که اهداف خود را بر عادات، مدیریت ریسک و مرور روالها متمرکز میکنند، پایه و اساسی را میسازند که در نهایت سودهای مداوم ایجاد میکند.
چگونه اهداف معاملاتی خود را گام به گام تعیین کنید
وقتی فهمیدید چه چیزی اهداف معاملاتی را مؤثر میکند، قدم بعدی پیادهسازی آنها با یک گردش کار ساختاریافته است.
ایجاد یک چارچوب هدف نیازی به پیچیدگی ندارد، اما باید مکتوب شود. معاملهگرانی که اهداف خود را مستند میکنند، نسبت به کسانی که همه چیز را در ذهن خود نگه میدارند، احتمال بیشتری دارد که به آنها عمل کنند. طبق گفته طرحهای معاملاتی مکتوب, تعریف واضح اهداف، تحمل ریسک، افق زمانی و سبک معاملاتی ضروری است و این به معنای گنجاندن قوانین ورود و خروج خاص، دستورالعملهای اندازه موقعیت و سطوح حد ضرر است.
در اینجا یک فرآیند گام به گام عملی برای نوشتن اهدافتان روی کاغذ و عملی کردن آنها ارائه شده است:
مهارتها و نقاط ضعف فعلی خود را ارزیابی کنید. قبل از تعیین هر هدفی، در مورد جایگاه خود صادق باشید. آیا مرتباً قوانین حد ضرر خود را زیر پا میگذارید؟ آیا بیش از حد معامله میکنید؟ آیا خیلی زود از موقعیتهای برنده خارج میشوید؟ اهداف شما باید نقاط ضعف واقعی شما را هدف قرار دهند، نه توصیههای کلی معاملاتی.
پارامترهای ریسک و محدودیتهای سرمایه خود را تعریف کنید. حداکثر درصد ریسک در هر معامله و حداکثر ریسک کل باز در هر زمان را تعیین کنید. این اختیاری نیست. این پایه و اساس همه چیز دیگر است.
دو تا سه هدف فرآیندی انتخاب کنید. ده هدف را همزمان تعیین نکنید. دو یا سه رفتاری را انتخاب کنید که در حال حاضر بیشترین تأثیر را بر کیفیت معاملات شما خواهند داشت.
همه چیز را در یک طرح معاملاتی مکتوب مستند کنید. اهداف خود را در قالب جملات کامل بنویسید، منطق خود را در آنها بگنجانید و آنها را در جایی که مرتباً آنها را مرور میکنید، ذخیره کنید. یک دفترچه یادداشت، یک سند دیجیتال یا یک برنامه ثبت وقایع، همه اینها کارساز هستند.
یک چک لیست روزانه یا هفتگی تهیه کنید. اهداف خود را به موارد چک لیست تبدیل کنید تا هر جلسه با مرور سریع آنچه که به انجام آن متعهد هستید، آغاز شود.
در اینجا نحوهی نگاشت چند هدف به فعالیتهای خاص و روشهای پیگیری آورده شده است:
| هدف | فعالیت معاملاتی | نحوه پیگیری |
|---|---|---|
| در هر معامله بیش از 1% ریسک نکنید | اندازه موقعیت قبل از هر ورود | صورتحساب کارگزار یا صفحه گسترده |
| هر معامله را با یادداشتها ثبت کنید | ثبت معاملات پس از هر جلسه | دفتر ثبت معاملات یا اپلیکیشن اختصاصی |
| در زمان انتشار اخبار مهم، معامله ممنوع است | تقویم اقتصادی را روزانه بررسی کنید | رویدادهای خبری را در تقویم خود علامت گذاری کنید |
| هر یکشنبه نمودارهای هفتگی را مرور کنید | جلسه تحلیل تکنیکال | مقایسه اسکرین شات ها در طول هفته ها |
| حداکثر ۳ معامله در روز | انضباط جلسه | آمار روزانه در دفتر خاطرات شما |
نکته حرفهای: یک چک لیست ساده قبل از جلسه معاملاتی ایجاد کنید که سه هدف اصلی فرآیند شما در بالای آن قرار داشته باشد. قبل از اینکه حتی یک معامله انجام دهید، آن را مرور کنید. این عادت به تنهایی به طور چشمگیری تصمیمات آنی را کاهش میدهد زیرا توجه شما را به جای سود بالقوه، به رفتار معطوف میکند.
مرجع شما گردش کار معاملاتی مبتدی اگر میخواهید یک توالی ساختاریافته برای لایهبندی این عادتها داشته باشید.
نظارت بر پیشرفت و تنظیم اهداف خود
تعیین اهداف فقط شروع کار است؛ عملی کردن آنها به معنای پیگیری پیشرفت و اصلاح رویکرد شماست.

بسیاری از معاملهگران برای ایجاد اهداف تلاش میکنند و سپس دیگر هرگز به آنها نگاه نمیکنند. این تعیین هدف نیست. این یک تفکر آرزومندانه با مراحل اضافی است. مسئولیتپذیری نیاز به یک حلقه بازخورد دارد، که به معنای بررسیهای برنامهریزیشده است که در آن رفتار خود را در مقایسه با تعهدات اعلامشده خود میسنجید.
بررسیهای سهماهه اهداف با استفاده از دادههای دفتر ثبت معاملات، استانداردی است که توسط معاملهگران باتجربه توصیه میشود. اما بررسیهای سهماهه فقط در صورتی کار میکنند که در طول آن دوره به طور مداوم گزارشگیری داشته باشید. در اینجا نحوهی انجام فرآیند بررسی آمده است:
بلافاصله پس از بستن هر معامله، آن را در دفتر خاطرات خود ثبت کنید. نوع تنظیمات، وضعیت احساسی شما قبل از ورود، اینکه آیا از قوانین خود پیروی کردهاید یا خیر و نتیجه را در نظر بگیرید. این مرحله را حتی در روزهای بد، به خصوص در روزهای بد، نادیده نگیرید.
یک خودارزیابی هفتگی مختصر انجام دهید. در پایان هر هفته معاملاتی، به سه سوال پاسخ دهید: آیا اهداف فرآیندی خود را دنبال کردم؟ بزرگترین خطای انضباطی من چه بود؟ هفته آینده چه کار متفاوتی انجام خواهم داد؟
یک بررسی کامل ماهانه انجام دهید. دادههای دفتر خاطرات خود را بررسی کنید و به دنبال الگوها بگردید. آیا از قانون ریسک 1% خود پیروی میکنید؟ آیا از شرایط بازاری که به عنوان مشکلساز شناسایی کردهاید، اجتناب میکنید؟ از اعداد واقعی استفاده کنید، نه برداشتها.
اهداف را در هر سه ماه تنظیم کنید. اگر به طور مداوم به یک هدف رسیدهاید، آن رفتار احتمالاً به یک عادت تبدیل شده است. آن را به تدریج تغییر دهید و یک چالش جدید معرفی کنید. اگر بعد از سه ماه هنوز با همان هدف دست و پنجه نرم میکنید، آن را به مراحل کوچکتر تقسیم کنید.
برنامه معاملاتی کتبی خود را بهروزرسانی کنید. هر تنظیمی باید در طرح مستند شما منعکس شود. طرحی که هرگز تغییر نمیکند، یک سند زنده نیست. یک یادگار است.
اینها را بررسی کنید بهترین شیوههای عملکرد معاملهگر و عملی چک لیست معاملات فارکس برای پشتیبانی از چرخههای بررسی شما.
نکته حرفهای: همین الان، قبل از اینکه فراموش کنید، مرور اهداف سهماهه خود را به عنوان یک رویداد تقویمی تکرارشونده برنامهریزی کنید. با آن مانند یک جلسه کاری با خودتان رفتار کنید. دو ساعت را مسدود کنید، عوامل حواسپرتی را از بین ببرید و دادههای دفتر خاطرات خود را همراه داشته باشید. مسئولیتپذیری بدون زمانبندی مشخص برای اقدام، معمولاً ظرف چند هفته از بین میرود.
اشتباهات رایج و عیبیابی برای اهداف معاملاتی
حتی بهترین برنامههای از پیش تعیینشده هم میتوانند با مشکل مواجه شوند. در اینجا نحوه شناسایی و اصلاح زودهنگام مشکلات آورده شده است.
دانستن اینکه چه چیزی را هدف قرار دهید مفید است. دانستن اینکه از چه چیزی باید اجتناب کنید نیز به همان اندازه مهم است. اینها رایجترین اشتباهاتی هستند که معاملهگران تازهکار در تعیین هدف مرتکب میشوند:
- تعیین اهداف صرفاً سودآور: هدف قرار دادن یک مقدار یا درصد مشخصی از بازده بدون هیچ هدف فرآیندی برای پشتیبانی از آن، فشاری ایجاد میکند که منجر به معاملات بیش از حد و نقض قوانین میشود.
- تعیین همزمان چندین هدف: تلاش برای تغییر همزمان پنج رفتار معمولاً به معنای تغییر هیچکدام از آنها نیست؛ تمرکز منبع محدودی است.
- جابجایی تیرکهای دروازه در اواسط نیمه اول: تغییر اهدافتان پس از یک دوره باخت متوالی برای اینکه احساس بهتری نسبت به عملکردتان داشته باشید، یکپارچگی کل تمرین را از بین میبرد.
- نادیده گرفتن مستندات: اهداف ذهنی، هدف نیستند؛ آنها ترجیحات هستند و تحت فشار از بین میروند
- نادیده گرفتن قوانین ریسک زمانی که نتایج خوب به نظر میرسند: یک روند برد اغلب باعث اعتماد به نفس بیش از حد میشود، و این دقیقاً زمانی است که انضباط ریسک بیشترین اهمیت را دارد
- هرگز پیشرفت را مرور نکنید: اهدافی که فاقد سازوکار پاسخگویی باشند، تزئینی هستند، نه کاربردی
“قبل از اینکه هرگونه هدف درآمدی را تعیین کنید، مطمئن شوید که چارچوب مدیریت ریسک شما محکم است. نگه داشتن ریسک هر معامله در یا کمتر از 1% و کل ریسک باز زیر 5%، یک پیشنهاد محافظهکارانه برای مبتدیان نیست. این کف است، نه سقف.” - اصل اساسی از مربیان باتجربه تجارت خردهفروشی
وقتی متوجه میشوید که از مسیر خارج شدهاید، معمولاً راه حل آن سادهتر از آن چیزی است که انتظار دارید. مدیریت موقعیتهای معاملاتی درست است که با کاهش پیچیدگی شروع میشود. به یک یا دو هدف اصلی برگردید، به مدت دو هفته به آنها پایبند باشید و سپس بقیه را دوباره اضافه کنید. بازسازی ثبات همیشه با قطعات متحرک کمتر آسانتر است.
قانون ریسک به ازای هر معامله 1% با حداکثر ریسک باز 5%، نقطه شروع استاندارد صنعت برای معاملهگران جدید است. نادیده گرفتن آن به منظور دستیابی به سودهای سریعتر، رایجترین دلیل شکست حسابها در سال اول است.
دیدگاه ما: چرا اکثر معاملهگران اهداف را اشتباه تعیین میکنند
اگر به عقب برگردیم و ببینیم که اکثر معاملهگران خرد چگونه از اهداف استفاده میکنند، الگویی پدیدار میشود که بسیاری از ضررهای قابل پیشگیری را توضیح میدهد.
بازار در همه جا، در تبلیغات، در محتوای رسانههای اجتماعی، در انجمنهای معاملاتی، به عنوان مکانی برای کسب درآمد، قاببندی شده است. این قاببندی دقیقاً اشتباه نیست، اما یک نقطه شروع تحریفشده ایجاد میکند. معاملهگران جدید با این انتظار وارد میشوند که بازار به تمایل آنها برای کسب درآمد پاداش دهد. بازار نسبت به آنچه شما میخواهید بیتفاوت است. بازار به رفتار پاداش میدهد، به ویژه رفتار منظم و مبتنی بر قانون که به طور مداوم در یک افق زمانی به اندازه کافی طولانی اعمال میشود.
وقتی یک معاملهگر هدفی مانند “کسب $500 در این هفته” را تعیین میکند، روانشناسی خود را به نتیجهای که بازار کنترل میکند، وابسته میکند. هر جلسه معاملاتی به یک کارنامه تبدیل میشود که توسط یک عامل خارجی درجهبندی میشود. این امر باعث ایجاد اضطراب در هنگام افت سرمایه، سرخوشی در هنگام بردهای متوالی و در نهایت تصمیمگیری احساسی میشود که بر هرگونه مزیت فنی که ممکن است ایجاد کرده باشد، غلبه میکند.
چیزی که معاملهگران حرفهای و مربیان باتجربه دائماً بر آن تأکید میکنند، چیزی بسیار کماهمیتتر است: معیارهای فرآیند. نرخ برد در حجم نمونهای شامل ۱۰۰ معامله یا بیشتر. میانگین نسبت ریسک به پاداش. درصد جلساتی که در آنها از قوانین ریسک پیروی شده است. این اعداد به شما میگویند که آیا واقعاً به عنوان یک معاملهگر، مستقل از نویزهای کوتاهمدت بازار، در حال پیشرفت هستید یا خیر.
حقیقت ناخوشایند این است که بهبود تدریجی در رفتار، محصول واقعی است که شما در سال اول معاملاتی خود ایجاد میکنید. سود، محصول جانبی این بهبود است، نه خود هدف. معاملهگرانی که این موضوع را در اوایل زندگی خود درونی میکنند، تمایل دارند به اندازه کافی دوام بیاورند تا به طور مداوم سودآور شوند. کسانی که در برابر آن مقاومت میکنند، سالها از خود میپرسند که چرا همچنان همان اشتباهات پرهزینه را مرتکب میشوند.
ما نکات معاملهگری اثباتشده این فلسفه را تقویت کنید: ابتدا عادتهای درست را ایجاد کنید، نتایج به دنبال آن میآیند. نه برعکس.
با منابع مناسب، معاملات خود را ارتقا دهید
آمادهاید از تئوری به عمل برسید؟ این منابع پیشرفت شما را تسریع میکنند.
ایجاد اهداف معاملاتی درست یک مهارت است و مانند هر مهارت دیگری، با ابزار و محیط مناسب اطراف شما، سریعتر توسعه مییابد.

در اولا ترید، ما پلتفرم خود را طوری طراحی کردهایم که دقیقاً از نوع معاملات ساختاریافته و منظمی که چارچوبهای تعیین هدف به آن نیاز دارند، پشتیبانی کند. از ادغام متاتریدر ۴ با نمودارهای پیشرفته گرفته تا اخبار بازار و تقویمهای اقتصادی در لحظه، هر آنچه برای اجرا و بررسی طرح خود نیاز دارید در یک مکان قرار دارد. اگر تازهکار هستید و میخواهید یک نقطه شروع روشن داشته باشید، پلتفرم ما معاملات گام به گام فارکس این راهنما شما را در مراحل باز کردن معاملات، مدیریت ریسک و ایجاد اولین طرحتان راهنمایی میکند. با استفاده از مطالب ما، مفاهیم کلیدی را مرور کنید. واژهنامه فارکس, ، سپس همه چیز را بررسی کنید پلتفرم معاملاتی اولا برای معاملهگران در هر سطحی، پیشنهاداتی دارد.
سوالات متداول
بهترین نوع هدف معاملاتی برای یک مبتدی چیست؟
مبتدیان باید اهداف فرآیندی مانند پایبندی به محدودیتهای ریسک یا ثبت هر معامله را در اولویت قرار دهند، نه اهداف سود، زیرا رفتارها قابل کنترل هستند و سودها نه.
چند وقت یکبار باید اهداف معاملاتیام را مرور کنم؟
اهداف خود را حداقل هر سه ماه یکبار با استفاده از دادههای دفتر معاملاتی خود مرور کنید، اما یک خودارزیابی مختصر هفتگی شما را بین مرورهای کامل، پاسخگو نگه میدارد.
آیا باید اهداف سود در اهداف اولیه معاملاتی گنجانده شوند؟
بهتر است از اهداف سود در مراحل اولیه اجتناب شود. کاملاً روی مدیریت ریسک و اهداف فرآیند تمرکز کنید تا زمانی که رفتارتان منسجم شود، سپس معیارهای عملکرد را اضافه کنید.
یک مثال خوب از هدف معاملاتی SMART چیست؟
یک مثال قوی از هدف SMART این است: “بیش از ۱۱TP3T از حسابم را در هر معامله ریسک نکنم و هر ورود و خروج را به مدت ۳ ماه متوالی در دفتر خاطراتم ثبت کنم.” این هدف مشخص، قابل اندازهگیری و کاملاً تحت کنترل شماست.








